ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۳۱ مرداد, ۱۳۸۸
بیهوده مکن عمر گران صرف رفیقان , دل صرف کسی کن که دلش جان تو باشد
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۳۰ مرداد, ۱۳۸۸
در روزگاری نه چندان دور یک هیات از گرجستان برای ملاقات با استالین به مسکو آمده بود . پس از جلسه استالین متوجه شد که پیپش گم شده است و به همین خاطر از رییس ” کا.گ.ب ” خواست تا ببیند آیا کسی از هیات گرجستانی پیپ او را برداشته است یا نه ؟
[...]
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۲۸ مرداد, ۱۳۸۸
خیانت تنها این نیست که شب را با دیگری بگذرانی … خیانت میتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خیانت تنها اینیست که دستت را در خفا در دست دیگری بگذاری … خیانت میتواند جاری کردن اشک بر دیدگان معصومی باشد
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۲۵ مرداد, ۱۳۸۸
روزی در جمهوری دموکراتیک آلمان سابق یک کارگر آلمانی کاری در سیبری پیدا می کند. او که می داند سانسورچی ها همه نامه ها را می خوانند، به دوستان اش می گوید «بیایید یک رمز تعیین کنیم؛ اگر نامه یی که از طرف من دریافت می کنید با مرکب آبی معمولی نوشته شده باشد، بدانید [...]
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۲۵ مرداد, ۱۳۸۸
اگر تنهاترین تنها شوم باز خدا هست او جانشین همه نداشتنهاست
عاقلانه ازدواج کن تا عاشقانه زندگی کنی
آن روز که همه به دنبال چشم زیبا هستند، تو به دنبال نگاه زیبا باش
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۲۲ مرداد, ۱۳۸۸
در زمان ها ی گذشته ، پادشاهی تخته سنگ را در وسط جاده قرار داد و برای این که عکس العمل مردم را ببیند خودش را در جایی مخفی کرد.
بعضی از بازرگانان و ندیمان ثروتمند پادشاه بی تفاوت از کنار تخته سنگ می گذشتند. بسیاری هم غرولند می کردند که این چه شهری است [...]
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۲۲ مرداد, ۱۳۸۸
کشاورز گفت برو در آن قطعه زمین بایست. من سه گاو نر را آزاد می کنم اگر توانستی دم یکی از این گاو نرها را بگیری من دخترم را به تو خواهم داد.
مرد قبول کرد. در طویله اولی که بزرگترین بود باز شد . باور کردنی نبود بزرگترین و خشمگین ترین گاوی که در تمام [...]
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۲۲ مرداد, ۱۳۸۸
به کمی سبکسری نیاز داری تا از زندگی لذت ببری و به کمی شعور، تا از لغزشها بپرهیزی. همین کافی است.
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۲۰ مرداد, ۱۳۸۸
پدر داشت روزنامه می خواند پسر که حوصله اش سر رفته بود پیش پدرش رفت و گفت : پدر بیا بازی کنیم پدر که بی حوصله بود چند تکه از روزنامه که عکس نقشه دنیا بود تکه تکه کرد و به پسرش داد و گفت برو درستش کن . پسر هم رفت و بعد [...]
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۲۰ مرداد, ۱۳۸۸
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۲۰ مرداد, ۱۳۸۸
آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند.
· عمده آدم ها.
§ حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آن هاست که قابل فهم میشوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.
آنانی که وقتی [...]
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۲۰ مرداد, ۱۳۸۸
خط فقر دقیقا همین جاست . فاصله ای هم با ما ندارد . درست زیر پای ما است . خط فقر ، خطی فرضی است مابین بتن یک پل . زیر آن خوابیدن و از آن عبور کردن به فاصله یک مصوبه است . به فاصله یک امضای ناقابل . جمعی ناگهان با لای آن [...]
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۱۹ مرداد, ۱۳۸۸
شهید مطهری در کتاب حق و باطل، جملاتی به این مضمون نوشته است :
از کودکی همیشه این سوال برایم مطرح بود که :
چرا قطار تا وقتی ایستاده است کسی به او سنگ نمی زند…
اما وقتی قطار به راه افتاد سنگباران می شود…
این معما برایم بود تا وقتی که بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم دیدم [...]
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۱۸ مرداد, ۱۳۸۸
مجری شبکه یک سیما در برنامه ای به مناسبت سحر در ماه رمضان در اظهاراتی محیرالعقول می گوید : خدایا ! تو قاضی هایی مهربانی داری که رفته اند قانون مجازات اسلامی را خوانده اند و در این ماه مبارک رمضان !!! و می گوید : خدایا ! مسئولین نیروی انتظامی را دستگیر [...]
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۱۸ مرداد, ۱۳۸۸
>
> چقدر خنده داره که یک ساعت
> عبادت به درگاه الهی دیر و طاقت
> فرسا میگذره ولی ۶۰ دقیقه بازی یک
> تیم فوتبال مثل باد می
> گذره!
>
>
>
>
>
>
>
>
>
>
>
>
>
>
>
>
> چقدر خنده داره که
> 100
> هزار تومان کمک در راه خدا
> مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با
> همون مقدار پول به خرید می ریم کم
> به چشم [...]
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۱۷ مرداد, ۱۳۸۸
گالیله: در هفتادمین سال زندگی در مقابل شما به زانو درآمدهام و در حالی که کتاب مقدس را پیش چشم دارم و با دستهای خود لمس میکنم توبه میکنم و ادعای خالی از حقیقت حرکت زمین را انکار میکنم و آنرا منفور و مطرود مینمایم.
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۱۷ مرداد, ۱۳۸۸
مذهب
شوخی سنگینی بود
که محیط با من کرد
و من سالها مذهبی ماندم
بی آنکه خدایی داشته باشم
سهراب سپهری [...]
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۱۷ مرداد, ۱۳۸۸
دوست تو کسی است که با وجود اینکه به تمام خوبیها و بدیهای تو آگاه است
باز هم دوستت دارد
مثل …. عزیزم که منو همینجوری که هستم میخواست،
منو [...]
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۱۷ مرداد, ۱۳۸۸
زندگی مانند بازی حکم است
مهم نیست که دست خوبی نداری مهم اینه که یار خوبی داشته باشی
اینطوری شاید بتونی بازی باخته رو ببری
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۱۷ مرداد, ۱۳۸۸
ریشه توانائیهای ما در ناتوانائیهای ماست