ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۲۵ اردیبهشت, ۱۳۸۹
تا بحال اصطلاح شهر هرت رو زیاد شنیدید اما از خودتون
پرسیدید واقعا شهر هرت کجاست؟
- شهر هرت جایی است که رنگهای رنگین کمان مکروهند و رنگ سیاه مستحب.
- شهر هرت جایی است که اول ازدواج می کنند بعد همدیگر رو می شناسن.
- شهر هرت جایی است که بهشتش زیر پای [...]
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۲۴ آذر, ۱۳۸۸
برای پرهیز از گرایش های منفی دو راه ویژه وجود دارد که موجب می شود قدرت شفابخش عشق در ذهن و تن و امورتان به کار افتد . این دو عمل عبارتند از : پالایش و بخشایش . شاید به شگفت در آیید که این دو عمل بخشی از عشق است و هر گاه دیدی [...]
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۱۸ مهر, ۱۳۸۸
کلمه ها عقاید شکل گرفته و افکار بیان شده هستند به عبارت ساده آن چه می گویی فکری است که بیان می شود. کلمه ها و اندیشه ها دارای امواجی نیرومند هستند که به زندگی و امورمان شکل می دهند.
اگر یک کارگر بی سواد بتواند یک اصطلاحی را در دنیا شایع کند؛ پس من و تو، ما و شما [...]
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۱۴ مهر, ۱۳۸۸
بسیاری از مردم کتاب “شاهزاده کوچولو ” اثر اگزوپری ” را می شناسند. اما شاید همه ندانند که او خلبان جنگی بود و با نازیها جنگید وکشته شد . قبل از شروع جنگ جهانی دوم اگزوپری در اسپانیا با دیکتاتوری فرانکو می جنگید . او تجربه های حیرت آور خود را در مجموعه ا ی [...]
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۲۸ شهریور, ۱۳۸۸
معلم گفت: از نظر فیزیکى غیرممکن است که نهنگ بتواند یک آدم را ببلعد زیرا با وجودى پستاندار
عظیمالجثهاى است امّا حلق بسیار کوچکى دارد.
دختر کوچک پرسید: پس چطور حضرت یونس به وسیله یک نهنگ بلعیده شد؟
معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمىتواند آدم را ببلعد. این از نظر فیزیکى [...]
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۲۷ شهریور, ۱۳۸۸
خداوند این همه بنده دارد اما به هر یک چنان محبت می کند که گویی همین یک بنده را دارد اما ما فقط یک خدا داریم اما چنان به او بی توجهیم که گویی چندین خدا داریم.
سلام و درود بر همه مهربانان
چگونه جوان بمانیم،
HOW TO STAY YOUNG
چند راه ساده، که همه هم بستگی به انتخاب [...]
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۲۶ شهریور, ۱۳۸۸
جام جم): علی پیرهانی جوان همدانی از ۵ سالگی آموزش زبان را یاد گرفته و حالا در ۲۵ سالگی لقب دومین مرد
چندزبانه دنیا را دارد. اولیناش یک مرد ۶۳ ساله هلندی است که ۲۳ زبان را بلد است. علی پیرهانی، اما با وجودی که حدود
۴۰ سال از او کوچکتر است به ۱۹ زبان تسلط [...]
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۲۳ شهریور, ۱۳۸۸
زنان و مردان با هم تفاوت دارند، در این نکته تردیدی نیست
ولی بجای تاکید روی کیفیتهای منفی زن و مرد چرا روی نقاط مثبت آنان تکیه نکنیم؟
بیاییم از خانم ها شروع کنیم:
زنان مهربان ، عاشق و دلسوزند.
زنان وقتی که خوشحال هستند گریه میکنند.
زنان برای نشان دادن توجه و علاقه همیشه کارهای کوچکی انجام می دهند.
آنان [...]
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۱۹ شهریور, ۱۳۸۸
شخصی سر کلاس ریاضی خوابش برد. زنگ را زدند بیدار شد و با عجله دو مسئله را که روی تخته سیاه نوشته شده بود یادداشت کرد و با این «باور» که استاد آنرا به عنوان تکلیف منزل داده است به منزل برد و تمام آنروز و آن شب برای حل کردن آنها فکر کرد. هیچیک [...]
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۱۶ شهریور, ۱۳۸۸
دو روز مانده به پایان جهان تازه فهمید که هیچ زندگی نکرده است، تقویمش پر شده بود و تنها دو روز، خط نخورده باقی بود.
پریشان شد و آشفته و عصبانی نزد خدا رفت تا روزهای بیشتری از خدا بگیرد، داد زد و بد و بیراه گفت، خدا سکوت کرد، جیغ زد و جار و [...]
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۱۴ شهریور, ۱۳۸۸
داستانی در مورد اولین دیدار «امت فاکس»، نویسنده و فیلسوف معاصر، از رستوران سلف سرویس؛ هنگامی که برای نخستین بار به آمریکا رفت. وی که تا آن زمان هرگز به چنین رستورانی نرفته بود در گوشه ای به انتظار نشست با این نیت که از او پذیرایی شود اما هرچه لحظات بیشتری سپری می شد
ناشکیبایی [...]
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۱۲ شهریور, ۱۳۸۸
سه چیز در زندگی پایدار نیست :
رویاها – موفقیت ها – شانس
سه چیز در زندگی قابل برگشت نیست :
زمان – کلمات – موقعیت
سه چیز در زندگی آدم را خراب میکند :
- دروغ – غرور – عصبانیت
سه چیز انسانها را میسازد :
کار سخت – صدق و صفا – تعهد
سه چیز در زندگی [...]
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۱۱ شهریور, ۱۳۸۸
بقول استالین مهم نیست که تو به چه کسی رای می دهی،
مهم این است که چه کسی رای تو را می شمارد
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۰۶ شهریور, ۱۳۸۸
مسافری در شهر بلخ جماعتی را دید که مردی زنده را در تابوت انداخته و به سوی گورستان می برند و آن بیچاره مرتب داد و فریاد می زند و خدا و پیغمبر را به شهادت می گیرد که
« والله، بالله من زنده ام! چطور می خواهید مرا به خاک بسپارید؟»
اما چند ملا که [...]
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۰۴ شهریور, ۱۳۸۸
فکر کن ……
تا حالا عادت داشتید اشیاء بی مصرف رو انبار کنید؟ و فکر کنید یه روزی – کی میدونه چه وقت – شاید به دردتون بخوره؟
تا حالا شده که پول هاتون رو جمع کنین و به خاطر اینکه فکر می کنید در آینده شاید بهش محتاج بشین، خرجش نکنید؟
تا حالا شده که لباسهاتون، کفشهاتون، [...]
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۰۴ شهریور, ۱۳۸۸
زن و مرد جوانی به محله جدیدی اسبابکشی کردند. روز بعد ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که همسایهاش درحال
آویزان کردن رختهای
شسته است و گفت: لباسها چندان تمیز نیست. انگار نمیداند چطور لباس بشوید. احتمالا باید
پودر لباسشویی بهتری بخرد.همسرش نگاهی کرد اما چیزی نگفت. هربار که زن همسایه لباسهای شستهاش را برای خشک
[...]
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۲۲ مرداد, ۱۳۸۸
در زمان ها ی گذشته ، پادشاهی تخته سنگ را در وسط جاده قرار داد و برای این که عکس العمل مردم را ببیند خودش را در جایی مخفی کرد.
بعضی از بازرگانان و ندیمان ثروتمند پادشاه بی تفاوت از کنار تخته سنگ می گذشتند. بسیاری هم غرولند می کردند که این چه شهری است [...]
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۲۲ مرداد, ۱۳۸۸
کشاورز گفت برو در آن قطعه زمین بایست. من سه گاو نر را آزاد می کنم اگر توانستی دم یکی از این گاو نرها را بگیری من دخترم را به تو خواهم داد.
مرد قبول کرد. در طویله اولی که بزرگترین بود باز شد . باور کردنی نبود بزرگترین و خشمگین ترین گاوی که در تمام [...]
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۲۰ مرداد, ۱۳۸۸
پدر داشت روزنامه می خواند پسر که حوصله اش سر رفته بود پیش پدرش رفت و گفت : پدر بیا بازی کنیم پدر که بی حوصله بود چند تکه از روزنامه که عکس نقشه دنیا بود تکه تکه کرد و به پسرش داد و گفت برو درستش کن . پسر هم رفت و بعد [...]
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۱۷ مرداد, ۱۳۸۸
دوست تو کسی است که با وجود اینکه به تمام خوبیها و بدیهای تو آگاه است
باز هم دوستت دارد
مثل …. عزیزم که منو همینجوری که هستم میخواست،
منو [...]