ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۱۵ شهریور, ۱۳۸۹
درد من تنهایی نیست؛
بلکه مرگ ملتی است که گدایی را قناعت؛
بی عرضگی را صبر
و با تبسمی بر لب این حماقت
را حکمت خداوند می نامند.
گاندی
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۱۳ شهریور, ۱۳۸۹
در قرون وسطی کشیشان، بهشت را به مردم می فروختند و مردمان نادان هم با پرداخت پول، قسمتی از بهشت را از آن خود می کردند.
فرد دانایی که از این نادانی مردم رنج می برد دست به هر عملی زد نتوانست مردم را از انجام این کار احمقانه باز دارد تا اینکه فکری [...]
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۰۷ شهریور, ۱۳۸۹
آسان بیندیش راحت زندگی کن
این داستان یعنی نغییر چشم انداز برای رسیدن به اهداف .
میگویند در کشور ژاپن مرد میلیونری زندگی میکرد که از درد چشم خواب بچشم نداشت و برای مداوای چشم دردش انواع قرصها و آمپولها را بخود تزریق کرده بود اما نتیجه چندانی نگرفته بود. وی پس از مشاوره [...]
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۰۷ شهریور, ۱۳۸۹
در دعا کردن باید مانند مثل کودکی باشی که شب را به راحتی می خوابد ،
چون اطمینان دارد که صبح ، چیزی را که از پدرش خواسته آماده است
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۰۵ شهریور, ۱۳۸۹
سلامتی هر چی رفیقه تو این دنیا
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۳۰ مرداد, ۱۳۸۹
عتیقهفروشی در روستایی به منزل رعیتی ساده وارد شد. دید کاسهای نفیس وقدیمی دارد که در گوشهای افتاده و گربه در آن آب میخورد. دید اگر قیمت کاسه را بپرسد رعیت ملتفت مطلب میشود و قیمت گرانی بر آن مینهد.
لذاگفت: عموجان چه گربه قشنگی داری آیا حاضری آن را به من بفروشی؟ رعیت [...]
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۳۰ مرداد, ۱۳۸۹
آرامش آن چیزی نیست که در مکانی بی سر و صدا ، بی مشکل ، بی کار سخت یافت می شود ، چیزی است که می گذارد در میان شرایط سخت ، آرامش در قلب ما حفظ شود.این تنها معنای حقیقی آرامش است …
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۳۰ مرداد, ۱۳۸۹
دویست و پنجاه سال پیش از میلاد در چین باستان شاهزاده ای تصمیم به
ازدواج گرفت. با مرد خردمندی مشورت کرد و تصمیم گرفت تمام دختران جوان
منطقه را دعوت کند تا دختری سزاوار را انتخاب کند. وقتی خدمتکار پیر قصر
ماجرا را شنید بشدت غمگین شد، چون دختر او مخفیانه عاشق شاهزاده بود،
دخترش گفت او هم به [...]
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۳۰ مرداد, ۱۳۸۹
دختر دانش آموز صورتی زشت داشت.
دندان هایی نامتناسب با گونه هایش، موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره…
روز اولی که به مدرسه ما آمد، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند.
نقطه مقابل او دختر زیبارو و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت…
او در همان روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و از [...]
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۳۰ مرداد, ۱۳۸۹
روزی پسر بچه ای نزد شیوانا رفت (در تاریخ مشرق زمین شیوانا کشاورزی بود که او را استاد عشق و معرفت ودانایی می دانستند) و گفت : ” مادرم قصد دارد برای راضی ساختن خدای معبد و به خاطر محبتی که به کاهن معبد دارد، خواهر کوچکم را قربانی کند. لطفا [...]
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۲۶ مرداد, ۱۳۸۹
زمانی کزروس به کورش بزرگ گفت چرا از غنیمت های جنگی چیزی را برای خود بر نمی داری و همه را به سربازانت می بخشی. کورش گفت اگر غنیمت های جنگی را نمی بخشیدیم الان دارایی من چقدر بود؟ گزروس عددی را با معیار آن زمان گفت. کورش یکی از سربازانش را [...]
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۲۲ مرداد, ۱۳۸۹
آموخته ام … که
زندگی دشوار است، اما من از او سخت ترم
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۱۹ مرداد, ۱۳۸۹
در بازگشت از کلیسا، جک از دوستش ماکس می پرسد: فکر می کنی آیا می شود هنگام دعا کردن سیگار کشید؟
ماکس جواب می دهد: «چرا از کشیش نمی پرسی؟
جک نزد کشیش می رود و می پرسد: «جناب کشیش، می توانم وقتی در حال دعا کردن هستم، سیگار بکشم
کشیش پاسخ می دهد: «نه، پسرم، نمی شود. [...]
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۱۶ مرداد, ۱۳۸۹
جایی در قلب هر انسان وجود دارد که در آن افکار تبدیل به آرزو میشوند و آرزوها به اهداف بدل می گردند
———— ——— ——— —–
جایی که در آن هر غیر ممکنی ؛ممکن می شودتنها اگر به هدف هایمان ایمان داشته باشیم
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۱۶ مرداد, ۱۳۸۹
وقتی داری در دریای زندگی سفر میکنی ..از طوفان ها و امواج نترس
بگذار تا از تو بگذرند ..تو فقط به سفرت ادامه بده و استقامت داشته باش
همیشه به خاطر داشته باش ..دریای آرام ناخدای با تجربه و ماهرنمی سازد
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۱۶ مرداد, ۱۳۸۹
پادشاه بزرگ یونان، الکساندر، پس از تسخیر کردن
حکومت های پادشاهی بسیار، در حال بازگشت به وطن خود
بود. در بین راه، بیمار شد و به مدت چند ماه بستری گردید. با نزدیک
شدن مرگ، الکساندر دریافت که چقدر پیروزی هایش، سپاه بزرگش، شمشیر
تیزش و همه ی ثروتش بی فایده بوده است. او فرمانده [...]
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۱۵ مرداد, ۱۳۸۹
خدایا، اندیشهام را در مسیری معنوی و روحانی قرار ده، تا روحم را با تو درآمیزم، و لذت ِ بودن ِ با تو را در لحظه لحظهی زندگیام دریابم.
خدایا، اندیشهام را چنان محکم ساز که به حقیقت و عقلانیت متعهد باشم، و تنها بر پایه فهم و تشخیص خودم از [...]
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۱۴ مرداد, ۱۳۸۹
زنی بود با لباسهای کهنه و مندرس، و نگاهی مغموم وارد خواروبار فروشی محله شد و با فروتنی از صاحب مغازه خواست کمی خواروبار به او بدهد. به نرمی گفت شوهرش بیمار است و نمیتواند کار کند و شش بچه شان بی غذا مانده اند.
جان لانک هاوس، با بی اعتنایی، محلش [...]
ارسال شده توسط amir1351 در تاریخ: ۱۳ مرداد, ۱۳۸۹
حقیقت این است که به محض تغییر برداشت٬ همه چیز ناگهان عوض میشود. کلید یا راه حل هر مسئلهای این است که به شیشههای عینکی که به چشم داریم بنگریم؛
شاید هر از گاه لازم باشد که رنگ آنها را عوض کنیم و در واقع برداشت یا نقش خودمان را تغییر بدهیم [...]